تبلیغات
ܓ✿ تودهنی ܓ✿ - من و پدربزرگ و بوقلمون
ܓ✿ تودهنی ܓ✿
این یه تو دهنیه پخشش کنید...
با بابا بزرگم که یک پیرمرد نود ساله است به یک فست‌فود رفته بودیم .

در تمام مدتی که داشتیم ناهار می‌خوردیم بابابزرگم داشت به پسر
جوانی نگاه می‌کرد که ظاهر عجیبی داشت و موهایش را رنگارنگ کرده بود .

آخر سر پسر از کوره در رفت و گفت:به چی نگاه می‌کنی پیری ؟ نشده در عمرت یه کار خفن بکنی؟

لقمه را فرو دادم و منتظر جواب دندان‌شکن بابابزرگم شدم .
بابابزرگم با خون‌سردی جواب داد :..
.
.
.
چرا....! یه دفعه که زیاد ‌مست بودم ترتیب یه بوقلمون رو دادم ! الان
داشتم با خودم فکر می‌کردم شاید تو پسرم باشی!!!!

پ.ن:کپی پیست!!!



طبقه بندی: ♥داستان♥، 
برچسب ها: من و پدربزرگ و بوقلمون، مدل موی روز،
ارسال در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1392 توسط ♥َAmid & N♥

VPN setup

قالب وبلاگ

دانلود رایگان