تبلیغات
ܓ✿ تودهنی ܓ✿ - داروغه پیامدار...
ܓ✿ تودهنی ܓ✿
این یه تو دهنیه پخشش کنید...
*هاهاها...خخخخخ
*هنوز نمیتوانم جلوی خنده ام را بگیرم.از نوشته های یک نفر پیامدار با عنوانی به نام یک بارسایی...
*قسم خورده بود مطلبی خواهد نوشت که سه سوته سایت طرفداری مسدودم کند و بعد هم جشن پیروزیش را با هم کیشانش برگزار کند و بزند و بکوبد و برقصد و دور آتشی که هیزمش خودش بود که هنوز میسوخت در حالت مستی قهقه سر بدهد و اشعار نامفهوم را با صدای بلند بخواند.
*حالا هم نوشته است چند خطی که نه سر و تهی دارد و نه با واقعیت هماهنگ است و نه اصلا پشیزی ارزش دارد و...(جای خالی را پر کن)
*ما که خودمان دادمان بلند است از بی حرمتی های احمقان شهر،از سنگ های ناروایی که سویمان پرت میکنند،متهم شده ایم به آشوبگری...چرا...که داد پیش دادگر بردیم.
*حالا همه خوب شده اند و ما بد...بد که حقمان را خواستیم و از سنگ ها شکوه کردیم با این حال نام از کسی نبردیم...گفتیم این ها جواب کسانیست که با ما سر ناسازگاری دارند،زخممان زده اند و فحشمان داده اند و هرجا رسیده اند سویمان حمله برده اند،مقصودمان با اینهاست...نمیدانستیم که این روزها دست ها توی یک کاسه است و رودها به یک مرداب میریزد...نمیدانستیم که به همه بر میخورد حتی کسانی که نقاب دوستی بر چهره زده بودند.
*من...عمید...نه به پای خود اینجا آمدم...نه راضیم از بودن اینجا...که پیام آور دوستی بودم اول روز به زخم کین ناجوانمردان نخواستم به بی غیرتی شهره شوم شکستم قاموس گردن کشان را...
*غافل از اینکه معاویه بر مسند قدرت است و نیرنگش پیشانی داغ کرده از آهن تفتیده است نه جای مهر...و پیش روی مردم ظاهر بین با استدلال سخن گفتن "تف سر بالاست"...
*
*حالا شما آدم خوبه شده اید و ما آدم بده...ما که نامی نبردیم شما خودتان،خودتان را لو دادید...زیاد فکر کردن نمیخواهد،داستان،داستان ریگ و کفش است.
*سخن از یاوه گویی های یک "اسطوره پوشالی" گفتن،یا حرف های پوچ "توماس رنکرو" چه ربطی به یک شخص در ایران با یک بنگاه نشر اکاذیب و سخن پراکنی میتواند داشت که اینگونه برخی ها تبلیغات به راه انداخته اند آن هم تبلیغ کج فهمیشان؟
*آنچنان یکه تازی می کنند و یک طرفه به قاضی میروند و برخی ها را که با نامیدنشان به عنوان "پسر خوبه" دامن از دست میدهند را همراه خود میکنند و قصد بیرون انداختن ما را دارند.نه پیامدار،نه اینجا سرزمین موعود است که برایش سر ودست بشکنم،نه تو داروغه شهری که برای کسی تعیین تکلیف کنی...
*اینجا زباله دانی ست که میخواهی فرمانروایش باشی...ارزانی خودت و هم کیشانت...فقط این حرف یادت باشد اینجا اگر فرمانروا هم باشی یک مگس بدبخت بیشتر نیستی.


ارسال در تاریخ یکشنبه 4 اسفند 1392 توسط ♥َAmid & N♥

VPN setup

قالب وبلاگ

دانلود رایگان